محمد شريف خان دهلوى
9
تأليف شريفى ( فارسى )
ليكن نزد راقم ترش او هم خالى از حرارت نيست و شيرين او را اطباء يونانى در دوم گرم و در سيوم خشك نوشتهاند و در تقويت باه و گرده و معده و كثرت غذا و تسمين بدن و تلئين طبيعت و نكو كردن رنگ رخساره نزد راقم بتجربه رسيده و به جهت بواسير و ذرب و تقويت دل و خفقان مفيد نوشتهاند ليكن اين بيمقدار اين حكم را يعنى نافع بودن خفقان را مطلق نمىداند زيرا كه در چند جا به صاحب خفقان حار باعث ازدياد خفقان گشته و مضر جگر نوشتهاند و مصلح آن مويز حكيم علوى خان مرحوم مىنويسد كه اگر مضر جگر خواهد بود و ترش و سبز او راقم يكى از امراء هندوستان را علاج ضعف جگر و استسقا نموده و از ان امراض شفاء كلى او را حاصل گرديده بود بعد از دو سال يا سه سال در استعمال انبه كثرت نمود زمانه قليلى منقضى شده بود كه مرض مذكور نكس نموده و ديگر جا هم همچنين مشاهد نموده حكيم على مغفور در شرح مفردات قانون مىنويسد كه از صورت اين ميوه كه مشابهت بگرده دارد دريافتم كه مقوى گرده خواهد بود بعد از آن در امراض گرده استعمال كردم بسيار مفيد يافتم حتى كه در حمى دق كه بمشاركت گرده بود استعمال كردم حمى مذكور زائل گرديد قول حكيم على مغفور در نظر اين بيمقدار درست نمىنمايد زيرا كه هرگاه حمى دق عارض گشت پس مجرد علاج سبب كه عبارت از اصلاح مزاج گرده است به كار نمىآيد مگر آنكه علاج او هم فى نفسه نموده شود و دواء نافع بخصوص به مرض مذكور باشد مگر آنكه گفته شود كه انبه سرد و تر است يا آنكه تقرير كرده شود چنانچه حكماء قديم اهل هند در مرگانگ كه عبارت از طلاء كشته است تقرير مىكنند در نافع بودن او بحمى دق يعنى مرگانگ اگر چه گرم و خشك است ليكن تقويت معده و قوى مىنمايد پس چون خون صالح پيدا مىشود و رفع يبوست مرض مىنمايد و طبيعت هم قوى مىگردد و ازاله حرارت غريبه باذن خالقها مىفرمايد مخفى عالم فن نيست كه هر دو تقرير خالى از تكلف و بعد نيست يا آنكه گفته شود كه مراد او از حمى دق حمى كه مشابه به دق باشد زيرا كه هرگاه كه حمى طول كشد بسبب بلائيت تپ و هزال مريض يك نوع مشابهت به دق بهم مىرسد راقم هم ديده كه يكى